عبدالله مستوفى
227
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و آن اين بود . كه اشخاص صحيح العمل اكثر كارى نبودند . بهر صورت ، بعد از تشكيل اين دو صورت ، و اين تشخيص كلى ، بقسمت ديگر كه تناسب اشخاص براى مشاغل باشد ، رسيديم . در اين زمينه هم آنچه لازمهء دقت بود به عمل آمد ، و توانستيم اشخاصيكه مناسب با عمل باشند ، براى هركار معين كنيم . در اواسط ماه حمل كار ما تمام شد . قانون و تشكيلات جديد را براى وزير ماليه فرستاديم . وزير ماليه دو روزى را صرف مطالعهء آن كرده ، يكروز ما را بمحضر خود طلبيد . در ضمن اظهار تشكر از زحمات كميسيون ، گفت با سابقهايكه از اعضاى وزارت ماليه در دست است ، ملاحظه مىشود كه كميسيون نسبت به صحت عمل ، منتهاى دقت را به عمل آورده ، و ميان افرادى كه براى كارها معين كردهاند ، شايد يكنفر هم كه در صحت عملش سوسهاى باشد وجود نداشته باشد . اما در لياقت و كفايت پارهاى از آنها مىتوان ترديد كرد . گفتم در اين قسمت ، بر كميسيون ايرادى نيست ، با عضوى كه هميشه سر كارش آمده و حتى يك ساعت هم از كار خود غفلت نكرده ، و جز مواجب ادارى كه نان بخور و نميرى بيش نيست ، هيچگونه وسيلهء معاش ندارد ، چه مىتوان كرد ؟ اخراج اين قبيل اشخاص موجب دلسردى صحيح العملهاى فعال است . باوجوداين ، در تقسيم اين اشخاص بادارات سعى شده است كه اشخاص كمكار به كارهاى سبكتر مشغول شوند ، كه بتوانند آن را عهده كنند و در هرحال ما مصالح موجود را خوب و بد كرده ، و اين تشكيلات را دادهايم و خير الموجود شما ، اعم از مشغول و منتظرين خدمت همينها هستند . تصديق كرد و گفت : در هرحال من از قانون ، و از اين تشكيلات راضيم ، تا هيئت وزرا چه نظرى اتخاذ كنند . روز بعد پيغام فرستاد ، امشب يكى دو نفر از آقايان اعضاى كميسيون ، براى دفاع قانونى كه نوشتهاند ، بهيئت وزرا بيايند . اول شب ، من با يكى ديگر از اعضاء كه حالا آنچه فكر ميكنم شخصش بنظرم نمىآيد ، در عمارت گالرى ، بهيئت وزرا رفتيم . صورت تشكيلات البته محرمانه و چيزى نبود ، كه قابل مذاكره باشد . قانون نامهء تشكيلات از كيف وزير ماليه در آمد . من قانون را برفيقم دادم ، بخواند كه خودم براى دفاع حاضر باشم . قسمت اول كه استخوانبندى تشكيلات بوده ، و قابل خدشه نبود خوانده شد . باولين اداره ، يعنى ادارهء عايدات رسيديم . قسمت اختيارات رئيس عايدات و ماليات مستقيم آن هم ، بدون هيچ بحث و ايراد گذشت ، و من اميدوار شدم كه امشب خواندن قانون را تمام خواهيم كرد . ولى همين كه بماليات غير مستقيم ، رسيديم آقاى سيد ضياء الدين سر مباحثه را باز كرد . سيد در اين چهل پنجاه روزه ماليات غير مستقيم را نظر بعايدى روزانهء تمبر و باندرل آن بكاسپاراپيكيان كه بقول خودم در ابطال الباطل خلف صالح او در روزنامهء رعد بود سپرده بود . ديدم آقاى رئيس الوزراء اختياراتى براى اين همكار سابقش ميخواهد قائل شود ، و در قانون بچپاند ، كه نظير آن برئيس ماليات مستقيم داده نشده ، و اين طرز